|
|
|
سینا ![]()
.گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید گفتم زمهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا زخوبرویان این کار کمتر آید گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم گفتا که شب رو است اوازراه دیگرآید گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید گفتم که نوش لعلت مارابه آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید گفتا زمان عشرت دیدی که چون سرآمد گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سرآید
2
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 17:4 توسط سینا |
مسافر
2
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 16:53 توسط سینا |
یک دختر خوشگل ژاپنی
2
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 10:4 توسط سینا |
خوش آمدید
هیچ کس درد مرا باور نکرد جامه ی داغ مرا در بر نکرد هیچ کس آیینه ی چشم مرا میهمان خواب نیلوفر نکرد هیچ کس در خشکسالی های دل جرعه ی آبی در این ساغر نکرد داس بود و چیدن و در این میان هیچکس رحمی به نیلوفر نکرد هیچ کس عاشق تر از ققنوس ها خویش را در شعله خاکستر نکرد شاعری در کنج عزلت می سرود
2
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 9:31 توسط سینا |
قلب نارنجی
2
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 13:20 توسط سینا |
آبی
2
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:7 توسط سینا |
|
آخرین نوشته های amozesh360
طراح قالب |